امروز یکی از دوستام توو مسنجر داشت از خاطره ی بچگیاش میگفت. با دلتنگی تعریف میکرد که وقتی کوچیک بود مامانش واسش قسمت ِ لالایی ِ حنا خانوم رو روشن میکرد.
یادم اومد که خودم این داستان رو دارم. زودی لالاییش رو ضبط و آپلود کردم. هر کی دوس داشت میتونه از این لینک آپلود کنه. البته لالایی هم نیستا. دلتنگی ِ حسن واسه حنا خانومشه (به قول ِ آرش وروجک: خانوم ِ آقا گاوه)...
حسن و خانوم حنا: کلیک کنید
خودِ داستان رو میتونید توو سایت یوتیوب پیدا کنید و گوش بدین
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/06/26ساعت 15:55  توسط سوفی
